آنونس فیلم سینمایی 'چ'
تبلیغات
نظر سنجی
وضعیت فرهنگی جامعه همکنون ...

عالی می باشد
متوسط می باشد
بد می باشد
بسیار بد می باشد

بازدید : 3324 بار

8 آذر 1389

وِيژه نامه انگشتر بخشي حضرت علي (ع) در حال ركوع


آيه ولايت مدال افتخار شيعيان
نويسنده:عبدالكريم پاك‏نيا

برو اي گداي مسكين در خانه علي زن
كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را
روز 24 ذي الحجه يكي از زيباترين خاطرات را در فرهنگ شيعه به ياد مي‏آورد؛ روزي كه اميرمؤمنان علي عليه‏السلام با ايثار انگشتر خويش در حال نماز به يك نيازمند، گوي سبقت را از مسلمانان حاضر در مسجد ربود و شايسته تجليل و تقدير حضرت حق قرار گرفت و به دريافت مدال آيه ولايت از سوي پيك وحي مفتخر گرديد.
عبداللّه‏ بن عباس ماجرا را اين گونه روايت كرده است:
روزي در كنار چاه زمزم نشسته بودم و براي مردم از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله حديث نقل مي‏كردم. در آن حال، ابوذر غفاري به نزد ما آمد و با صداي رسايي گفت: اي مردم! من از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله شنيدم كه فرمود: «عَلِيٌّ قائِدُ الْبَرَرَةِ وَقاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخُذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ؛ علي عليه‏السلام رهبر نيكوكاران است و كشنده كافران. هر كس او را ياري كند، ياري خواهد شد و هر كس به او اهانت كند، خوار خواهد گشت.»
آن گاه ابوذر سخنانش را چنين ادامه داد: اي مردم! روزي از روزها با رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در مسجد نماز ظهر را خواندم. بعد از نماز، نيازمندي بلند شد و از مردم ياري خواست، كسي به او چيزي نداد. او دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و عرضه داشت: خدايا! تو خود گواه باش در مسجد رسول اللّه‏ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از مسلمانان ياري خواستم، امّا كسي به من پاسخ مثبت نداد. در اين موقع، علي عليه‏السلام در گوشه‏اي از مسجد در حالِ ركوعِ نماز بود كه با انگشت كوچكِ دست خود كه انگشتري در آن بود به سائل اشاره كرد و سائل نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد. رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله كه در حال نماز شاهد اين ماجرا بود، وقتي نمازش را تمام كرد، رو به سوي آسمان نمود و عرضه داشت: خداوندا! برادرم موسي از تو درخواست نمود كه: پروردگارا! به من سعه صدر عنايت كن و كارهايم را سهل و آسان نما و گره از زبانم بگشا و سخنانم را روان و راحت گردان! و همچنين موسي عليه‏السلام تقاضا كرد كه: خدايا! برادرم هارون را وزير و ياور من قرار بده! و به وسيله برادرم مرا نيرومند گردان و او را در كارهايم شريك فرما!
آن گاه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: خداوندا! من نيز محمد پيامبر و برگزيده تو هستم. خدايا! از تو درخواست مي‏كنم كه سينه‏ام را گشاده گرداني و كارهايم را آسان كني و از ميان خانواده‏ام، علي را به عنوان وزير و پشتيبان من قرار دهي!
ابوذر در ادامه گفت: هنوز دعاي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله تمام نشده بود كه حضرت جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! بخوان! پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله پرسيد: چه بخوانم؟ گفت بخوان: «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه‏ُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ»؛1 «همانا رهبر و سرپرست شما خداست و رسول او و كساني كه ايمان آورده‏اند؛ آنان كه نماز اقامه مي‏كنند و در حال ركوع زكات مي‏پردازند.»2
اين روايت را گذشته از منابع شيعه بسياري از اهل تسنن نيز نقل كرده‏اند و آيه شريفه را درباره اميرمؤمنان علي عليه‏السلام مي‏دانند. علامه فرزانه مرحوم سيد عبدالحسين شرف الدين در كتاب ارزشمند المراجعات مي‏نويسد: صاحب كنزالعمال نزول اين آيه در مورد خاتم بخشي علي عليه‏السلام را به اتفاق مفسران نسبت مي‏دهد و بر اين باور است كه در اين زمينه كسي به غير از علي عليه‏السلام مورد نزول اين آيه نيست. علامه سيد شرف الدين ادامه مي‏دهد كه اين اجماعِ تفسيري را به غير از صاحب كنزالعمال، عده‏اي ديگر از دانشمندان اهل سنت نقل كرده‏اند كه از جمله آنها امام قوشجي در بحث امامت شرح تجريد است.
سيد شرف الدين در توضيح سخن مي‏گويد: اگر اين حقيقت (نزول آيه ولايت در شأن علي عليه‏السلام ) يك مسئله بديهي و روشن نبود، ما به نقل تمام اقوال و آراء در اين زمينه اقدام مي‏كرديم؛ امّا به لطف الهي در اين سخن شك و ترديدي نيست و خوشبختانه تمام دانشمندان مسلمان به آن اعتراف دارند.3
براي تكميل و روشن شدن بيشتر اذهان، ما فقط به نقل يك روايت از طريق اهل تسنن اكتفا مي‏كنيم:
حاكم حسكاني از اساتيد علم حديث و از دانشمندان برجسته حنفي مذهب در قرن پنجم در كتاب «شواهد التنزيل»، با نقل روايتي از عبداللّه‏ بن عباس، ماجراي خاتم بخشي علي عليه‏السلام را اين گونه گزارش كرده است: آن روز بلال براي نماز اذان گفت. با شنيدن صداي اذان، رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از منزل بيرون آمد. مردم در مسجد مشغول نماز بودند؛ بعضي ايستاده، برخي در حال ركوع، و عده‏اي ديگر در حال سجده بودند. در اين هنگام، فقير بي‏چاره‏اي در مسجد مي‏گرديد و از مردم درخواست كمك مي‏كرد. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله با ديدن اين صحنه او را صدا كرد و با او چنين گفتگو نمود:
- آيا كسي چيزي به تو داده است؟
- بلي!
- چه چيزي به تو داده‏اند؟
- يك انگشتر نقره‏اي.
- چه كسي آن را به تو داد؟
- آن مردي كه ايستاده و نماز مي‏خواند.
پيامبر هنگامي كه با اشاره سائل به فرد مورد نظر نگاه كرد، متوجه شد كه او علي بن ابي طالب عليه‏السلام مي‏باشد. دوباره پرسيد:
- او در چه حالي انگشتر را به تو بخشيد؟
- او در حال ركوع آن را به من داد.
در اين هنگام، پيامبر اين آيه شريفه را تلاوت كرد: «اِنَّما وَليُّكُمُ اللّه‏ُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ»4
علامه شيخ عبدالحسين اميني شصت و شش نفر از دانشمندان اهل حديث و استوانه‏هاي روايي اهل سنت را با نام و نشاني دقيق كتابهايشان فهرست كرده و متن حديثي را كه حاوي انطباق آيه مذكور با شخص علي عليه‏السلام است از انس بن مالك نقل مي‏كند و در آخر مي‏افزايد: «مضمون اين حديث در اين كتابها موجود است و همه آنها تصريح دارند كه اين آيه در مورد خاتم بخشي حضرت اميرمؤمنان علي عليه‏السلام در مسجد نبوي نازل گرديده است.»5
اين مسئله آن قدر معروف و مشهور مي‏باشد كه بسياري از شعراي فارس و عرب در مورد آن شعرها سروده و قصيده‏ها گفته‏اند. حسان بن ثابت قصيده معروف خود را اين گونه سرود و به محضر علي عليه‏السلام تقديم داشت:
اَبا حَسَنٍ تَفْديكَ نَفْسي وَمُهْجَتِي وُكُلُّ بَطيي‏ءٍ فِي الْهُدي وَمُسارِعُ
«اي اباالحسن! جانم و قلبم فداي تو باد! و جان و دل هر كس كه در راه هدايت تند يا كند گام بر مي‏دارد، فدايت باد!»
اَيَذْهَبُ مَدْحي وَالْمُحِبّينَ ضائِعا وَمَا الْمَدْحُ في ذاتِ الاِْلهِ بِضائِعٍ
«آيا مدح من و دوستانت تباه خواهد شد؟ نه، هرگز مدحي كه در راه خدا انجام شود، تباه و ضايع نمي‏گردد.»
فَاَنْتَ الَّذي اَعْطَيْتَ اِذْ اَنْتَ راكِعٌ فَدَتْكَ نُفُوسُ الْقَوْمِ يا خَيْرَ راكِعٍ
«تويي آن كس كه در هنگام ركوع بخشيدي! جان همه مسلمانان به فدايت اي بهترين ركوع كننده!»
بِخاتَمِكَ الْمَيْمونِ يا خَيْرَ سيِّدٍ ويا خَيْر شارٍ ثُمَّ يا خَيْرَ بائِعٍ
«انگشتري مباركت را [تو در راه خدا بخشيدي] اي بهترين آقا و اي بهترين خريدار و بهترين فروشنده.»
فَاَنْزَلَ فيكَ اللّه‏ُ خَيْرَ وِلايَةٍ وَبَيَّنَها في مُحْكَماتِ الشَّرائِعِ6
«خداوند متعال نيز در حق تو بهترين [آيه را كه] آيه ولايت [است[ فرستاد و در محكمات شرائع آن را بيان نمود.»
شعراي فارسي زبان نيز شعرها سروده و خطابه‏ها ايراد كرده‏اند كه دو بيت را مي‏آوريم:
ناصر خسرو:
آنچه علي داد در ركوع فزون بود
زآن كه به عمري بداد حاتم طائي
ابن يمين:
مرتضي را دان وليِّ اهل ايمان
تا ابد چون ز ديوان ابد دارد

مثال «اِنّما»

آخرين حكم الهي

امام باقر عليه‏السلام در اين زمينه مي‏فرمايد: «خداي متعال طبق آيه ولايت [انّما وليكم اللّه‏...] اطاعت از رهبري و سرپرستي اولوالامر را بر مردم واجب ساخت. مسلمانان متوجه نشدند كه مقصود از ولايت چيست؟ خداوند [در روز غدير] به پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله امر كرد كه ولايت را براي مردم تفسير كند؛ همچنان كه نماز و روزه و زكات و حج را برايشان توضيح داده است؛ امّا رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مدتها صبر كرد؛ زيرا آن حضرت همانند ساير واجبات نمي‏توانست مسئله ولايت و جانشيني خويش را به مردم اعلان كند و مي‏ترسيد اگر مسئله رهبري و رياست بر مسلمانان را مطرح نمايد، مردم سخن او را نپذيرند و از دين برگردند. به همين جهت، دلتنگ شد و به حضرت پروردگار عرض حال نمود.
خداوند متعال به پيامبر وحي كرد كه: «اي رسول ما! آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، بر مردم ابلاغ كن و اگر اين پيام را نرساني، رسالت خود را انجام نداده‏اي و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مي‏كند.»7 پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله با نزول اين آيه، با كمال اطمينان مسلمانان را گرد آورد و در روز غدير خم به اعلان ولايت و رهبري علي عليه‏السلام اقدام نمود و تأكيد كرد كه حاضرين به غائبين اطلاع دهند.»
امام باقر عليه‏السلام در ادامه فرمود: «واجبات خدا يكي پس از ديگري نازل مي‏شد و مسئله ولايت آخرين آنها بود كه بعد از اعلان ولايت، آيه اكمال دين8 نازل گرديد. و خداوند متعال فرمود: با اين پيام ديگر واجبي را بر شما نازل نخواهم كرد؛ زيرا واجبات شريعت اسلام با مسئله ولايت كامل شد.»9

پاسخ يك شبهه

گاهي مي‏پرسند: از سويي مشهور است كه علي عليه‏السلام در حال نماز آن چنان غرق در عبادت مي‏شد كه وقتي در يكي از جنگها به پايش تير رفته بود و از شدت درد و ناراحتي جسمي، امكان جرّاحي و بيرون كشيدن آن نبود، گفتند: آن را در حال نماز از بدن مباركش خارج كنيد؛ چون او در حال عبادت آن چنان مشغول راز و نياز با پروردگار خويش است كه احساس درد نخواهد كرد.10 و از سويي امام در حال نماز انگشتر به سائل مي‏دهد و اين نشانگر توجه به اطراف و ديگران است. آيا اين دو حال، در نماز با هم سازگاري دارد يا نه؟
علاوه بر اينكه برخي از محققين در صحت حكايت اول ترديد دارند، در پاسخ اين پرسش جوابهاي متعددي گفته شده كه ما به چند مورد اشاره مي‏كنيم:
اول: مشتاقان حضرت حق و تشنگان كوثر معرفت در حالات عرفاني و مناجات با معشوق و معبود خويش، آن چنان از فيض حضور و لقاي يار و مشاهده تجليات دلدار سرمست مي‏شوند كه تمام دردها و رنجهاي خويشتن را به عنوان لذت بخش‏ترين جرعه‏هاي حيات بخش معنوي سر مي‏كشند. آنان همواره زمزمه مي‏كنند كه:
مشنو اي دوست كه غير از تو مرا ياري هست
يا شب و روز به جز فكر توام كاري هست
آنان در آن حال، نه اينكه دردها و رنجهاي جسمي خويش را احساس نمي‏كنند و بي اختيار احساس خود را از دست مي‏دهند، بلكه با اراده خويش توجه خود را از آنچه در راه خدا نيست، بر مي گردانند. به عبارت ديگر، لذت حضور و شوق وصال آن چنان آنان را به وجد و شعف مي‏آورد كه رنجها و دردهاي شخصي تحت الشعاع آن قرار مي‏گيرد و در پرتو فضاي معنويِ دركِ حضور محو مي‏شوند و از شوق اينكه رضايت حق را به دست آورده‏اند، تمام ناملايمات در منظر آنان زيبا و دوست داشتني جلوه مي‏كند و آواي «ما رَأَيْتُ اِلاّ جَميلاً»11 سر مي‏دهند؛ حتي آنان تحمل مصائب را اولين منزل عشق مي‏دانند و بر اين باورند كه:
ترك مال و ترك جان و ترك سر
در طريق عشق اول منزل است
چنان كه درباره بعضي از ياران امام حسين عليه‏السلام در روايات آمده است كه «لايَجِدُونَ اَلَمَ مَسِّ الْحَديدِ؛12 آنان درد برخورد نيزه‏ها و شمشيرهاي آهنين را احساس نمي‏كردند.» نه اينكه آنان تيرها و شمشيرها و نيزه‏ها را نمي‏ديدند يا توجه نداشتند، بلكه درد و رنج آنها در مقابل شوق شهادت و كسب رضاي پروردگار متعال هيچ بود.
بنابراين، در حالي كه ياران و مريدانِ آنان چنان هستند، پس خود ايشان چگونه خواهند بود. بي ترديد مقام اولياء الهي به مراتب بالاتر از اينهاست. اگر در يك زمان علي عليه‏السلام هنگام نماز متوجه درد پاي خود نمي‏شود، عملي كاملاً درست و خداپسندانه مي‏باشد؛ چرا كه معناي مناجات عاشقانه و عبادت عارفانه همين است و اگر در زماني ديگر، در هنگام نماز صداي سائل او را متوجه خود مي‏سازد و او با از خودگذشتگي و ايثار مال در راه رضاي خداوند، نياز يك انسان بي چاره را برطرف مي‏كند، باز هم عملي كاملاً منطقي و خداپسندانه مي‏باشد. علي عليه‏السلام در هر دو مورد از خود گذشتگي و ايثار نموده است؛ آنجا از جان خويش و اينجا از علي عليه‏السلام گر چه در حال نماز، غرق در عبادت الهي بود و با حضور قلب و توجه كامل با خداوند مناجات مي‏نمود، امّا قلب پاك او در برابر فرياد استمداد و استغاثه و آه و ناله مستمندان و بي چارگان جامعه حساس بود و قلب او در مقابل نداي محرومان و براي گره گشايي از كار آنان مي‏تپيد.
مال خويش. و در هر دو حال، مشغول عبادت مخلصانه بوده است و نتيجه هر دو عمل يكي است و آن كسب رضاي پروردگار و خالق جهان هستي مي‏باشد.

تكميل عبادت

دوم: اين ايراد را مي‏توان ناشي از يك غفلت دانست و آن اينكه شنيدن صداي سائل و كمك به او، پرداختن به غير خدا و توجه به خويشتن يا امور دنيوي نيست، بلكه آن هم در واقع، توجه به خدا و در جهت اخلاص مي‏باشد. علي عليه‏السلام گر چه در حال نماز، غرق در عبادت الهي بود و با حضور قلب و توجه كامل با خداوند مناجات مي‏نمود، امّا قلب پاك او در برابر فرياد استمداد و استغاثه و آه و ناله مستمندان و بي چارگان جامعه حساس بود و قلب او در مقابل نداي محرومان و براي گره گشايي از كار آنان مي‏تپيد. توجّه او به سائل نه تنها در جهت غيرحق نبود، بلكه دقيقا در راستاي اخلاص و توجه به مبدأ هستي و پروردگار خويش بود. او با پاسخ به كمك خواهي و نداي مظلومانه يك فقير كه آه و ناله‏اش از دردهاي جانكاه وي خبر مي‏داد، عبادت خويش را با اطاعت ديگري در آميخته و با هر دو عمل خويش، در جهت رضاي الهي قدم برداشته، ثواب عبادت خويش را مضاعف گردانيد. و به همين علت هم بود كه عمل زيبا و خداپسندانه او مورد ستايش وحياني قرار گرفت؛ چرا كه او عبادتي را مكمّل عبادت ديگر قرار داد.13

پى نوشت:

1. مائده/55.
2. مجمع البيان، ج3، ص210.
3. المراجعات، ص231.
4. شواهد التنزيل، ج1، ص233.
5. الغدير، ج3، ص162.
6. همان.
7. مائده/67.
8. مائده/3.
9. اصول كافي، كتاب الحجه، باب مانص اللّه‏ عزوجل و رسوله علي الائمه عليهم‏السلام .
10. المحجة البيضاء، ج1، ص398.
11. لهوف، سيد بن طاووس، ص292. اين كلام حضرت زينب در مجلس ابن زياد بود، هنگامي كه ابن زياد گفت: اي دختر علي! اين همه مصيبتها را چگونه ديدي؟ زينب عليها‏السلام پاسخ داد: «من همه مصائب و مشكلات را در راه خدا زيبا مي‏بينم.»
12. بحارالانوار، ج45، ص80؛ مدينة المعاجز، ج3، ص504؛ العوالم، الامام الحسين عليه‏السلام ، ص344.
13. پرسمان ولايت، از نگارنده.

منبع:پایگاه سراج
نشان ولایت و جریان خاتم بخشی

 

نویسنده : محمد جواد طبسی


اشاره

روز بیست و چهارم ذی الحجه در تاریخ اسلام، روزی بسیار مهم و سرنوشت ساز است، روزی است که بر اثر یک حادثه کوچک، ولی بسیار عظیم و دارای اهمیت، یکی از آیات الهی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد. در اثر نزول همین آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله پرده از یک مسئله بسیار مهم برداشت و جریان خاتم بخشی علی علیه السلام را به اطلاع مردم رساند.
آیه ای که نازل شد، آیه ولایت بود و خبر مهم، اعلام ولایت و جانشینی امیرمؤمنان علیه السلام بود، که پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی پروردگار، از این واقعیت خبر داد و پرده برداشت.

خاتم بخشی امیرمؤمنان علیه السلام

«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»(1)؛ ولیّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند ؛ همان کسانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع، زکات می دهند.
از سدّی، مجاهد، حسن، اعمش، عتبة بن ابی حکیم، غالب بن عبد الله، قیس بن الربیع، عبایة بن الربعی، ابن عباس، ابوذر، عبید الله بن عمر بن علی بن ابی طالب، انس، عمار، عبد الله بن سلام و جابر بن عبد الله انصاری چنین روایت کرده اند که: روزی گدایی به مسجد پیامبر آمد و از مردم تقاضای کمک کرد، امّا هر چه درخواست کرد، کسی به او کمک نکرد. او که از کمک مردم مایوس گشته بود، رو به سوی آسمان کرد و اظهار داشت: خدایا! من به مسجد پیامبرت آمدم و از مردم تقاضای کمک کردم، امّا کسی به من کمک نکرد. امیرمؤمنان علیه السلام با دست خود به او اشاره نمود. او نیز به طرف علی علیه السلام رفته و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد و از مسجد خارج شد. این جا بود که آیه ولایت توسط جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد. پیامبر صلی الله علیه و آله برای پیدا کردن مصداق واقعی آیه شریفه، با جمعی از یاران خود به مسجد آمد. آن ها گدایی را دیدند که از درب مسجد بیرون می آید.
حضرت محمد صلی الله علیه و آله به او فرمود: آیا کسی چیزی به تو داد؟ گدا گفت: آری. آن حضرت پرسید: چه چیزی داد؟ فقیر گفت: این انگشتر را. آن حضرت فرمود: چه کسی این را به تو داد؟ گدا گفت: آن که در حال نماز است. و به امیرمؤمنان علیه السلام اشاره کرد. آن حضرت فرمود: در چه حالتی بود؟ گدا گفت: در حال رکوع.
پیامبر صلی الله علیه و آله که می دید نشانه های آیه، به خوبی بر علیّ بن ابی طالب علیه السلام انطباق پیدا کرده است، بی درنگ تکبیر گفت و اهل مسجد به دنبال تکبیر پیامبر، تکبیر گفتند.
حسان بن ثابت (شاعر معروف زمان پیامبر) که شاهد گفتار و خوشحالی پیامبر صلی الله علیه و آله بود، بلافاصله این صحنه را در چند بیت به نظم در آورد. ترجمه اشعار او چنین است:
ای ابا الحسن! جان من و جان هر آن که دیر یا زود به هدایت و ایمان روی می آورد، به فدای تو باد! این تویی که در حال رکوع زکات خود را پرداختی. ای بهترین رکوع کننده! جان ها فدایت باد. خداوند در باره تو بهترین نوع ولایت را نازل کرد و آن را در کتاب آسمانی ثبت گردانید.(2)

خاتم بخشی علی علیه السلام به روایت جابر انصاری

جابر بن عبد الله انصاری می گوید: در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودیم که مرد عربی با لباس های کهنه و با حالت پریشانی ـ که فقر و بیچارگی از میان دو چشمش کاملاً آشکار بود.ـ وارد شد. وقتی که نگاه مرد به پیامبر صلی الله علیه و آله افتاد، گفت: به سوی تو آمدم، در حالی که دخترکم سخت به گریه افتاده و مادر کودک از این حالت نگران کننده مات و حیران است. همچنین خواهر و دو دختر و مادر سالخورده ای را پشت سر گذارده ام؛ نزدیک است از فقر و بیچارگی، عقل خود را از دست بدهم.
بدان که فقر و ذلت و پریشانی مرا فراگرفته است، به گونه ای که نه چیز تلخی نزد من یافت می شود و نه چیز شیرینی. هیچ منتهی و مقصودی نیست مگر به سوی تو. قرار بندگان به کجا خواهد بود، جز به سوی پیامبران.
هنگامی که پیامبر سخن مرد عرب را شنید، به شدت گریست. سپس رو به یاران کرد و فرمود: ای گروه مسلمانان! خداوند پاداشی را به سوی شما فرستاده است. خداوند غرفه ها و منازلی را به عنوان پاداش قرار داده است همانند منزل حضرت ابراهیم خلیل الرحمان. پس چه کسی از شما با این فقیر مواسات می کند؟ کسی جواب پیامبر را نداد، امّا علی علیه السلام ـ که طبق عادت همیشگی خود در گوشه ای از مسجد مشغول نماز نافله بود.ـ بادست به مرد فقیر اشاره نمود تا به نزد او برود. مرد عرب همین که به نزد حضرت علی علیه السلام رفت، وی دست خود را دراز کرد تا انگشتر را از دستش بیرون آورد. او نیز چنین کرد و پس از درود فرستادن بر پیامبر، گفت: تویی آن مولایی که امید می رود از طرف خدا دین را در دنیا به پاداری... . در همان حال، جبرئیل برپیامبر صلی الله علیه و آله فرود آمد وگفت: سلام برتو ای محمد! خدای علیّ اعلی به تو سلام می رساند و می فرماید: این آیه را بخوان: «انما ولیکم الله و رسوله...»پیامبر صلی الله علیه و آله از جای برخاست و فرمود: ای گروه مسلمانان! امروز چه کسی از شما کار خوبی انجام داده است که خداوند او را ولیّ هر مؤمنی قرار داده است؟ گفتند: ای رسول خدا! کسی را جز عموزاده ات ـ علی ـ سراغ نداریم که کار خیری انجام داده باشد. این جا بود که پیامبر آیه ولایت را بر آن ها تلاوت کرد. باشنیدن این آیه، حاضران نیز بر آن مرد عرب انفاق کردند. او که از انفاق علی علیه السلام به شدت خوشحال به نظر می رسید، در حالی که از مسجد بیرون می رفت، زیر لب این اشعار را زمزمه می کرد:
من بنده و غلام آن پنج تنی هستم که سوره آل طه و هل أتی درباره شان نازل گشت. پس به دقت بنگرید، تا خبر آن برای شما روشن گردد.
همچنین سوره های طواسین و حوامیم و زمر در مقام و منزلتشان نازل شده است. من غلام و بنده آن ها و دشمن کسی هستم که به آن ها کفر بورزد.(3)

فخر و مباهات خدا به امیرمؤمنان علیه السلام

در چند مورد، خدای متعال نزد فرشتگان به امیرمؤمنان علیه السلام مباهات می کند. ابن شهر آشوب از کتاب ابوبکر شیرازی نقل کرده است: وقتی که سائل انگشتر را از دست علی علیه السلام بیرون آورد، برای آن حضرت دعا کرد و رفت. خداوند در برابر این اخلاص و ارادتی که علی علیه السلام نسبت به خدای خویش ابراز کرد، نزد فرشتگان به آن حضرت مباهات کرد و فرمود: «ملائکتی اما ترون عبدی جسده فی عبادتی و قلبه معلق عندی و هو یتصدق بماله طلبا لرضای اشهدکم انی رضیت عنه و عن خلفه یعنی ذریّته»؛(4) فرشتگانم! آیا به بنده ام نگاه نمی کنید که چگونه بدنش در عبادتم و قلبش در اختیار من می باشد و در همان حال، برای خشنودی من با مال خود انفاق می کند و صدقه می دهد؟ شما را شاهد می گیرم که من از او و فرزندانش راضی هستم.

خاتم بخشی و پرسش ها :

اینک با طرح چند پرسش پیرامون همین ماجرا، به تبیین برخی ابهامات می پردازیم.
1 ـ آیا آیه شریفه به فرد خاصی نظر دارد؟ آیا مراد از مؤمنین در آیه مبارکه، فرد خاصی است؟
پاسخ: فیض کاشانی می نویسد:
بنابر اخبار بسیار زیادی که از عامه و خاصه نقل شده، آیه درباره علی علیه السلام نازل شده است. بنابر نقل «مجمع البیان»، همه مفسران بر این باورند که آیه درباره حضرت علی علیه السلام نازل شده است(5)
2 ـ آیا فقط حضرت علی علیه السلام مصداق آیه است؟
پاسخ: فیض می فرماید: بین امت اسلامی خلافی نیست که در آن روز، احدی در حال رکوع، زکات پرداخت نکرده بود؛ جز یک نفر(6) که همان علی بن ابی طالب علیه السلام است.
3 ـ آیا سنّی ها به خاتم بخشی اشاره کرده اند؟
پاسخ: گفته شد که همه مفسران برآنند که علی علیه السلام انگشتر خود را در حال نماز به گدا داد. از گفته ابن شهرآشوب برمی آید که همه مفسران، اعم از شیعه و سنی، بدان مسئله اشاره کرده اند. چنانچه فرمود: ثعلبی، ماوردی، قشیری، قزوینی، رازی، نیشابوری، فلکی و طبری در تفاسیر خود آن را ذکر کرده اند. همچنین ابن البیع در کتاب معرفة اصول الحدیث، سمعانی در فضایل الصحابه، سلمان بن احمد در معجم اوسط، ابو بکر بیهقی در مصنف، نظری در خصایص(7) و ده ها مفسّیر و محدّث دیگر در کتاب های خود به آن اشاره کرده اند. با این بیان، گفته امثال ابن تیمیه که مدعی شده اند: «علما اجماع دارند که روایت ساختگی است.» سست و بی پایه است و به فرموده علامه طباطبائی، ادعای ابن تیمیه یکی از ادعاهای عجیب است. (8)
4 ـ انفاق امیرمؤمنان علیه السلام در چه حالی بود؟
پاسخ: آیه به صراحت بیان می کند که انفاق علی علیه السلام در حال رکوع بود: «سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر و آن ها که ایمان آورده اند، همان ها که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع، زکات می دهند.»(9) تمام مفسران و راویان نیز اتفاق نظر دارند که این انفاق در وقتی صورت گرفت که علی علیه السلام در حال رکوع بود.
5 ـ این انفاق در چه نمازی صورت گرفت؟
پاسخ: برخی از ابوذر نقل کرده اند که جریان خاتم بخشی در نماز ظهر واقع شده بود.(10)
نظر برخی این است که وقوع این ماجرا در نافله ظهر بود.(11)
6 ـ آیا در آن زمان ، پیامبر در مسجد حضور داشت؟
برخی بر آنند که پیامبر در زمان انفاق، در مسجد نبود. استدلال آنان این است: هنگامی که عده ای همراه عبد الله بن سلام به حضور پیامبر رسیدند و از دوری منزل خود به مسجد شکوه کردند، آیه ولایت بر پیامبر نازل گردید.(12)
امام محمد باقر علیه السلام فرمود: گروهی از یهودیان، از جمله عبد الله بن سلام، اسید بن ثعلبه، بنیامین، سلام و ابن صوریا مسلمان شدند و خدمت پیامبر آمدند و عرضه داشتند: ای رسول خدا! حضرت موسی، یوشع بن نون را وصی خود قرار داد. پس وصی و جانشین شما کیست؟ در این هنگام، این آیه نازل شد. پیامبر فرمود: برخیزید. همه از جای برخاسته، به همراه پیامبر به مسجد رفتند و سائلی را دیدند که از درب مسجد در حال خارج شدن بود. پیامبر به وی فرمود: ای سائل! کسی چیزی به تو نداد؟ گفت: این انگشتر را به من داد. آن حضرت فرمود: چه کسی این را به تو داد؟ گفت: آن مردی که در حال نماز است. آن حضرت فرمود: در چه حالتی بود؟ گفت: در حال رکوع. این جا بود که پیامبر تکبیر گفت. مسلمانان حاضر در مسجد نیز با شنیدن تکبیر پیامبر، تکبیر گفتند. در این هنگام ، پیامبر فرمود: بدانید که پس از من، علی بن الی طالب علیه السلام ولی شما است. آنان نیز در پاسخ پیامبر گفتند: ما نیز خدا را به عنوان پروردگار، اسلام را به عنوان دین، محمد صلی الله علیه و آله را به پیامبری و علی را به ولایت و جانشینی پیامبر قبول کردیم.(13)
از برخی روایات چنین بر می آید که پیامبر صلی الله علیه و آله زمان انفاق، در مسجد حضور داشت و در حال نماز بود. سائل از این که درخواست کمک از مسلمانان کرده بود و کسی به او کمک نکرده بود، رو به سوی آسمان برد و اظهار داشت: خدایا! تو شاهد باش که من در مسجد پیامبر از مردم کمک خواستم امّا کسی چیزی به من نداد. علی علیه السلام که در حال رکوع بود، به دست راست خود اشاره نمود و سائل نزد علی علیه السلام رفت و انگشتر را از دستش بیرون آورد. همین که پیامبر از نماز فارغ شد، سر به سوی آسمان بالا برد و فرمود: خدایا! برادرم، موسی بن عمران از تو درخواستی کرد و گفت: «رب اشرح لی صدری»(14)، دعایش را مستجاب کردی و به او فرمودی: «سنشدّ عضدک باخیک و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون الیکما»(15)؛ به زودی بازوان تو را به وسیله برادرت محکم و نیرومند می کنیم و برای شما سلطه و برتری قرار می دهیم و به برکت آیات ما، بر شما دست نمی یابند. خدایا! من پیامبر و برگزیده تو هستم. خدایا! سینه مرا گشاده کن و کار مرا آسان گردان و وزیری را از خاندانم برای من قرار ده که پشتم را به وسیله او محکم کنم و نیرومند گردم.
هنوز دعای پیامبر تمام نشده بود که جبرئیل بر آن حضرت نازل گشت و گفت: یا محمد! بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل گفت: این آیه را بخوان: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون.»(16)
بنابر روایت فوق، حضرت محمد صلی الله علیه و آله در زمان انفاق، در مسجد حضور داشت. از روایت استفاده نمی شود که انفاق در نماز جماعت بوده است؛ زیرا ممکن است انفاق در نماز نافله رخ داده باشد و پیامبر پس از برگزاری نماز جماعت دست به دعا برداشته باشد. بسیار بعید است که فرد نیازمند در حالی که تمام صفوف برای جماعت برپا شده بود، از بین صفوف حرکت کند، از مردم کمک مالی بطلبد و انگشتر را از دست حضرت علی علیه السلام خارج کند. پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام در حال خواندن نماز نافله بودند و برخی مسلمانان نیز در انتظار به پاشدن نماز ظهر و برخی دیگر در حال خواندن نافله بودند که سائل بین نماز گزاران رفته و درخواست کمک کرد.
7 ـ بهای انگشتر !
علامه طریحی می نویسد: امام صادق روایت فرمود: وزن حلقه انگشتری که علی علیه السلام به سائل انفاق کرد، چهار مثقال بود و وزن نگین که یاقوتی سرخ بود، پنج مثقال بود و بهای آن با مالیات شام برابری می کرد. خراج شام برابر بود با ششصد بار شتر نقره و چهار بار شتر طلا.(17)
مگر ممکن است که چنین انگشتر با قیمتی در آن زمان پیدا شود؟ حضرت علی علیه السلام انگشتر را از کجا به دست آورده بود؟ آیا چنین انگشتر با قیمتی با زهد و بی رغبتی آن حضرت نسبت به دنیا تنافی ندارد؟
پاسخ: اولاً: بسیاری بر این عقیده هستند که انگشتری که آن حضرت صدقه داد، انگشتری معمولی بود.
ثانیا: انگشتر جزو وسایل شخصیِ طرار بن حران بود که در جنگ به دست علی بن ابی طالب علیه السلام کشته شد. امیرمؤمنان انگشتر را از دست او بیرون آورد و همراه غنایمی که از آن جنگ به دست آورده بود، به محضر رسول الله صلی الله علیه و آله برد و پیامبر به عنوان تقدیر و ارج نهادن به عمل خالصانه اش، انگشتر را به او هدیه کرد.(18) خداوند نیز برای آزمایش علی علیه السلام ونشان دادن روش زاهدانه او که حاضر است گرانبهاترین چیز را در راه خدا بدهد، سائلی را به مسجد فرستاد و با یک زمینه سازی، آن حضرت را به عنوان رهبر و جانشین پس از پیامبر به جامعه اسلامی معرفی کرد.
8 ـ آیا این گونه انفاق با حالات عرفانی علی علیه السلام منافات ندارد؟
حضرت علی علیه السلام هنگام نماز، غرق در عبادت بود و هیچ توجهی به غیر از خدا نداشت. تیری در جنگ صفین در پای حضرت علی علیه السلام فرو رفت و به دستور امام حسن علیه السلام ، تیر را در زمانی که حضرت علی علیه السلام در حال عبادت و خلوت با خدا بود، از پای وی بیرون آوردند.(19)
پاسخ: اولاً: نماز و عبادت علی علیه السلام و هم انفاق و تصدّق او برای خدا بود. چه مانعی دارد که علی علیه السلام غرق نماز باشد و صدای سائل به گوشش برسد و برای رضای خدا، در وسط نماز انفاق کند. علاوه بر آن، خداوند مقدّر کرده بود که چنین اتفاقی رخ دهد، تا آیه ولایت نازل شود و جانشینی حضرت علی علیه السلام به خلافت، به گوش همه مردم برسد.
ثانیا: حالات عرفانی معصومین علیهم السلام با هم فرق می کند. آن ها در نماز همیشه یک سان نبوده اند. گاهی معصومین علیهم السلام چنان غرق در عبادت بودند که اصلاً توجهی به این عالم نداشتند، همانند برخی حالات امیرمؤمنان علیه السلام و امام سجاد علیه السلام و گاهی هم با حفظ حضور قلب، به عالم ماده نیز توجه داشته اند. روزی پیامبر صلی الله علیه و آله نماز جماعت را زودتر از سایر روزها به پایان رساند. برخی علت این کار را جویا شدند. آن حضرت فرمود: آیا گریه کودک را نشنیدید؟ من نماز را زودتر از روزهای دیگر به پایان رساندم تا (مادر) بچه اش را ساکت کند.(20)
9 ـ واکنش یاران در برابر جانشینی علی علیه السلام ؟
عکس العمل یاران پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در برابر جانشینی حضرت علی علیه السلام متفاوت بود. برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله اظهار خوشحالی کردند و رضایت کامل خودشان از این جانشینی را اعلام داشتند.(21)
عمر گفت: به خدا قسم! من چهل انگشتر را در حال رکوع صدقه دادم، تا چیزی که درباره علی علیه السلام نازل شد، درباره من هم نازل شود، امّا چیزی نیامد.(22)
گروهی از نزول آیه ولایت و تعیین جانشینی علی علیه السلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله سخت برآشفته و عصبانی شدند. آن ها در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله جمع شدند و به گفت و گو با یک دیگر پرداختند. برخی اظهار داشتند: اگر نسبت به این آیه کفر بورزیم، لازمه اش این است که به تمام آیات الهی کافر شویم و اگر ایمان بیاوریم، ذلّتی بالاتر از این نیست که علی بر ما مسلّط شود. ما می دانیم که محمد صلی الله علیه و آله در هر چه می گوید، راستگو است. ما از او و گفتارش پیروی می کنیم، ولی از دستوری که درباره علی داده است، هرگز اطاعت نخواهیم کرد.(23)
10 ـ آیا خاتم بخشی حضرت علی علیه السلام فعل کثیر ـ که مبطل نماز است ـ نیست؟
پاسخ: اولاً: این مقدار از حرکات (اشاره با دست و نشان دادن انگشتر به سائل) را کسی فعل کثیر نمی گوید، تا جزو مبطلات نماز شمرده شود.
ثانیا: فقیهان برای عدم بطلان فعل قلیل در حال نماز، به خاتم بخشی علی علیه السلام در نماز استناد جسته اند و گفته اند: «فعل قلیل در نماز مبطل نیست، به دلیل کاری که علی علیه السلام انجام داد.» نیز با استناد به آن گفته اند: «پرداخت زکات در حال نماز، جایز است.»(24)
ثالثا: خداوند به عنوان تقدیر و ارج نهادن به کار ارزشمند بنده صالح خود، او را راکع و نمازگزار خطاب کرده است. چگونه خداوند به کسی که نمازش باطل است، راکع خطاب می کند و از او تشکر می نماید؟!

پی نوشت ها :

1 ـ سوره مائده، آیه 55.
2 ـ مجمع البیان، ج 3، ص 325 و تفسیر المیزان، ج 6، ص 23. مرحوم شیخ عباس قمی در سفینة البحار، ج 1، ص 378، اشعار دیگری از حسان در این باره نقل کرده است.
3 ـ الدر الثمین، ص 20.
4 ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 4.
5 و 6 ـ تفسیر صافی، ج 1، ص 451.
7 ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 3.
8 ـ تفسیر المیزان، ج 6، ص 25.
9 ـ سوره مائده، آیه 55.
10 ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 4.
11 ـ همان.
12 ـ همان. سفینة البحار، ج 1، ص 378.
13 ـ تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 647 و الدرالثمین، ص 17 .
14 ـ سوره طه، آیه 25.
15 ـ سوره قصص، آیه 35.
16 ـ سوره مائده، آیه 55.
17 و 18 ـ مجمع البحرین، ص 92.
19 ـ منتهی الامال، ج 1، ص 150.
20 ـ بحار الانوار، ج 88، ص 93.
21 ـ در روایتی آمده است که عبد الله بن سلام گفت: یا رسول الله! من دیدم که علی(ع) انگشتر خود را در حال رکوع به فقیر داد، پس ما از او تبعیت می کنیم. (مجمع البیان، ص 3، ص 325.)
22 ـ طیبات، ص 12.
23 ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص4.
24 ـ مجمع البیان، ج 3، ص 327.

منبع: سایت حوزه
علی (ع) و آیه ی ولایت

 

نویسنده : حسین شریعتی


چکیده

در این مقاله سعی شده است با استناد به شواهدی از لغت و احادیث و آیات ثابت شود که مفاد آیه ی شریفه ی «ولایت » در خصوص ولایت علی به معنای جانشینی او پس از پیامبر است و این مفاد هیچ منافاتی با سیاق آیه ندارد .
کلید واژه ها: آیه ی ولایت، علی علیه السلام، عموم لفظ و خصوص سبب، سیاق .

1 . مقدمه

این مقاله در مقام پاسخ به سؤالاتی است که در زمینه ی آیه ی ولایت مطرح است . برخی از مهم ترین آنها به این قرار است:
چه دلیلی وجود دارد بر این که «ولایت » در آیه ی کریمه به معنای سرپرستی است؟
آیا سیاق و صدر و ذیل آیه که از محبت و دوستی سخن می گوید با مفهوم سرپرستی که از آیه مستفاد می گردد، سازگار است یا نه؟
اگر مراد از آیه ی شریفه حضرت امیر علیه السلام است، پس چرا به صیغه ی جمع آمده است؟
به فرض که آیه ی شریفه راجع به مورد خاص نازل شده باشد، ولی آیا مورد خاص می تواند عموم آیه را تخصیص زده و آیه را از عمومیت بیاندازد؟
اینها شماری از سؤالاتی است که درباره ی آیه ی شریفه قابل طرح است و در این مقاله پاسخ یافته است .
آیه ی مورد بحث این گونه است:
انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون (1); تنها سرپرست شما خدا و رسول خدا و آنهایی هستند که ایمان آورده اند; آنان که نماز را بر پا داشته و در حالی که رکوع می کنند زکات می هند .
مفسرین می گویند: حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام در مسجد نماز ظهر می خواند که فقیری آمد و اظهار حاجت کرد . هیچ یک از حضار به او کمک نکرد . حضرت امیر علیه السلام در حال رکوع، چون چیزی در دسترس نداشت، انگشتر خود را از انگشت خود در آورد و نزد فقیر افکند و به او به اشاره گفت: بردار! فقیر آن را برداشت و آنگاه آیه نازل شد .
تمام مفسرین گفته اند: تا آن روز احدی در حال رکوع صدقه نداده بود و علی علیه السلام اولین کسی بود که چنین کرد . (2) البته بعد از آن، افراد بسیاری در حال رکوع صدقه دادند و چه بسا از نظر کمی هم صدقه ی آنها از انگشتر علی علیه السلام افزون تر بود; مع ذلک حتی یک حرف هم درباره اشان نازل نشد .
درباره ی آیه ی شریفه نکاتی هست که اینک به آنها پرداخته می شود:

2 . مدارک نزول آیه ی ولایت در شان علی

برخی از مهم ترین آثاری که در آن روایات مربوط به نزول آیه ی ولایت در شان علی آمده، به شرح ذیل است: (3)
الف - علامه امینی بعد از آن که داستان را از تفسیر ابواسحاق ثعلبی نقل می کند، عده ی کثیری را از پیشوایان تفسیر و حدیث اهل سنت و جماعت یاد می کند که شان نزول آیه ی کریمه را آن چنان که ذکر شد، در آثار خود نقل کرده اند، که به عنوان نمونه در ذیل چند نفر از آنها را نام می بریم:
1- طبری در تفسیر خود، ج 6، ص 165، از طریق ابن عباس;
2- واحدی در اسباب النزول، ص 148، از دو طریق عبدالله بن سلام و ابن عباس;
3- رازی در تفسیر خود، ج 3، ص 431، از همان دو طریق;
4- خازن در تفسیر خود، ج 1، ص 496;
5- ابوالبرکات در تفسیر خود، ج 1، ص 496;
6- نیشابوری در تفسیر خود، ج 3، ص 461;
7- ابن الصباغ مالکی، در الفصول المهمة، ص 123;
8- ابن طلحه ی شافعی، در مطالب السؤل، ص 31;
9- سبط ابن الجوزی، در تذکرة، ص 9;
10- خوارزمی در مناقب، ص 178، از دو طریق;
11- صاحب فرائد، در باب 14، از طریق واحدی در باب 39، از طریق انس و در باب 40، از طریق ابن عباس و عمار;
12- صاحب مواقف، ج 3، ص 276;
13- محب الدین طبری در ریاض، ج 2، ص 227، از عبدالله بن سلام;
14- ابن کثیر شامی، در تفسیر خود، ج 2، ص 71، از طریق امیرالمؤمنین علیه السلام .
ب - مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین موسوی در المراجعات، اخبار صحیح وارده در این زمینه را در حد تواتر دانسته و افزوده است: مفسرین اجماع کرده اند که آیه ی کریمه در حق علی علیه السلام نازل شده است و بعضی از اعلام اهل سنت چون قوشجی در مبحث امامت شرح تجرید و غیر او این اجماع را نقل کرده اند . (4)
ج - بحرانی در غایة المرام، 24 حدیث از کتب عامه و 19 حدیث از کتب خاصه نقل کرده است که آیه ی کریمه در شان حضرت امیر علیه السلام نازل گردیده است . (5)

3 . مفاد آیه ی ولایت

اگر مختصر تامل و امعان نظری در آیه ی کریمه شود، به آسانی معلوم می شود که خدای متعال در این آیه می خواهد امام و جانشین پیغمبر را تعیین نماید; لذا می فرماید: کسی که سرپرستی تمام کارهای شما به عهده او بوده و در این زمینه از هر جهت اولویت دارد، تنها خدا و رسول خدا و علی بن ابی طالب علیه السلام است .
ما از این ولایت و سرپرستی در حق حضرت امیر علیه السلام به «اولی بالتصرف بودن » تعبیر می کنیم; یعنی کسی که در شئون تشریعی و حتی شئون تکوینی انسان حق دخالت دارد . ولایت خدا و رسول خدا منصوص آیه ی کریمه است و ولایت حضرت امیر علیه السلام از خصوصیاتی که در آیه ی مذکور است، مستفاد می شود; مانند: ایمان و اقامه ی نماز و صدقه دادن در حال رکوع . این خصوصیات تنها بر آن حضرت منطبق است .
در آیه ی شریفه از سه ولایت که در طول هم قرار گرفته، سخن به میان آمده است; به علاوه آنها با کلمه حصر بیان گردیده است; بنابراین غیر از این سه هیچ کس حق ادعای آن را ندارد و چون ولایت خدا عمومیت دارد، ولایت رسولش و نیز ولایت وصی رسولش هم باید عامه باشد .

4 . معنای ولایت در آیه ی شریفه

«ولی » که بر وزن «فلس و ضرب و نصر» است، در لغت به معنای نزدیک بودن است، به نحوی که میان آن و چیزی که به آن نزدیک است، هیچ حائل و فاصله وجود نداشته باشد . اگر چیزی به چیز دیگر این اندازه نزدیک باشد، آن را «ولی » گویند .
در هر دو چیزی که به نحوی از انحا این چنین به هم نزدیک باشند، واژه ی ولی و مشتقاتش به طور استعاره درباره ی آن استعمال می گردد . وقتی دو چیز از نظر مکان یا محبت و دوستی یا اخلاق و اعتقاد، یا تسلط و مدیریت و امثال ذلک به هم نزدیک باشند، اطلاق واژه ی ولی و تمام مشتقاتش بر آن صحیح است; مثلا:
- درباره ی انسانی که پس از نزدیک شدن به انسان دیگر از او دور شده باشد، گویند: «تباعد بعد ولی » ; یعنی بعد از آن که نزدیک بود، دور گردید .
- انسانی که سرپرستی یتیمی یا صغیری را به عهده بگیرد، ولی او خوانده می شود .
- برای «معتق » به صیغه ی فاعل و به «عتیق » بر وزن فعیل، ولی می گویند .
- به پسر عمو و کمک و حافظ نسب و دوست، ولی می گویند .
- به کسی که اداره ی شهری را به عهده گرفته است، والی می گویند . (6)
چنان که ملاحظه شد، در تمام این موارد معنای اصل که عبارت باشد از نزدیک شدن یک چیز به چیز دیگر لحاظ شده است .
مناسب ترین و بلکه صحیح ترین معنایی که از کلمه ی «ولی » در آیه ی مورد بحث اراده شده، ولای زعامت و سرپرستی است; یعنی اوست که حق دارد رهبری اجتماعی و سیاسی مردم را به عهده گرفته، در تمام شئونات و مقدرات آنها دخالت نماید . اراده ی معانی دیگر چون یار و یاور و دوست و امثال ذلک نه تنها مناسب نیست که غیر صحیح هم خواهد بود; چون وزان آیه ی مورد بحث همان وزانی است که در آیه ی شریفه ی «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم (7) » آمده است; زیرا:
اولا آیه ی کریمه با کلمه ی حصر «انما» شروع شده و ولایت را به خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضرت امیر علیه السلام منحصر کرده است . از این حصر فهمیده می شود که مراد از ولایت، نصرت یا محبت یا دوستی و امثال اینها نیست; زیرا ولایت به این معانی برای غیر آن سه نیز صحیح است .
ثانیا به شهادت مدارک و روایات معتبر، ائمه ی اطهار علیهم السلام که طبق حدیث ثقلین عدل قرآن اند با این آیه بر امامت و حقانیت خود استدلال کرده اند . اگر «ولی » در آیه ی کریمه به معنای دوست یا ناصر باشد، استدلال آنها با آیه ی ولایت درست نخواهد بود و این بهترین گواه است بر این که مراد از «ولی » ، زعیم علی الاطلاق و اولی بالتصرف است .

5 . تناسب آیه ی ولایت با سیاق

ممکن است، گفته شود، معنای ولایت با سیاق آیه سازگار نیست; زیرا صدر و ذیل آیه ی مورد بحث درباره ی سرزنش دوستی با کفار است; پس علی القاعده باید مراد از ولایت، در آیه ی مورد بحث هم همان معنا باشد تا دوگانگی در مفاد لازم نیاید .
جهت حل این شبهه نخست مناسب به نظر می رسد، آیات مربوط ذکر شود . آن آیات از این قرار است:
یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء، بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم ان الله لایهدی القوم الظالمین
فتری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم، یقولون نخشی ان تصیبنا دائرة فعسی الله ان یاتی بالفتح او امر من عنده فیصبحوا علی ما اسروا فی انفسهم نادمین و یقول الذین آمنوا اهؤلاء الذین اقسموا بالله جهد ایمانهم، انهم لمعکم، ح


 
مطالب مرتبط:
نظرات کاربران
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.

ارزان ترین قیمت با ارسال رایگان close

کد تبلیغات ثابت حرفه ای